عبد الله بن لطف الله الخوافي ( حافظ ابرو )

181

جغرافياى حافظ ابرو ( فارسى )

بعضى را كه مادهء آن فتنه بودند به قتل رسانيد و اين حالات و حوادثى كه واقع گشته بود عرضه داشت نوّاب حضرت صاحبقرانى كرد . بعد از آن به اتّفاق عزيمت سيرجان كردند . سلطان ابو اسحاق به استقبال « 1 » بيرون آمد و يك ماه در آن نواحى به عيش و شكار « 2 » گذرانيدند . سلطان ابو يزيد را با لشكر « 3 » به جهت مال هرموز به طرف منوجان روانه كرده خود به دار الملك كرمان [ مراجعت نمود ] . « 4 » سلطان بايزيد چون به منوجان رسيد اهالى آن به قلعه متحصّن شدند و چند نوبت جنگهاى سخت اتّفاق افتاد تا عاقبت اهل قلعه به عجز پيش آمدند و وجهى تمام به جهت لشكر تقبّل نمودند ، او مراجعت به كرمان كرد .

--> ( 1 ) با : اتّفاق . ( 2 ) با ندارد . ( 3 ) گ ، ما ندارند . ( 4 ) با : كرمان روانه .